cheep-site
تاریخ ۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۶
نویسنده  user3

چندی پیش بود که محمد تقی‌نظرپور، رییس سازمان نوسازی، توسعه و تجهیز مدارس کشور اعلام کرد؛ سرانه فضای آموزشی ۱۲استان به عبارتی ۳۸درصد استان‌ها، کمتر از متوسط کشوری است.رقمی که  به طور میانگین در تهران ۸/۴مترمربع بوده، درحالی که این رقم در جهان به ازای هر‌دانش‌آموز حدود ۶مترمربع است.

از سوی دیگر این فضا در استان سیستان و بلوچستان با حدود ۲۵/۳مترمربع را شامل می‌شود که کمترین سرانه فضای آموزشی در ایران است. البته شهریورماه گذشته نیز علی‌اصغر فانی، که در‌آن زمان سکان هدایت وزارت آموزش و پرورش را در دست داشت، اعلام کرده بود،؛ چهار استان سیستان وبلوچستان، آذربایجان غربی، جنوب کرمان و هرمزگان در بررسی شورای رسیدگی به فضاهای آموزشی، محروم‌ترین مناطق از نظر سرانه فضای آموزشی در کشور شناخته شده‌اند. این درحالی است که جدا از بحث اعتبارات، مسائل مربوط به تامین بودجه و روند کند تکمیل پروژه‌های عمرانی در حوزه آموزش عمومی دلایل دیگری نیز در این امر دخیل هستند، مواردی که شاید بی‌توجهی مسئولان آموزش کشور به آنها شرایط کنونی را رقم زده است.



 مهاجرت و دوشیفته شدن مدارس

بسیاری از کارشناسان براین باورند که پایین بودن سرانه فضای آموزشی نه تنها بر کیفیت آموزش به دانش‌آموزان تاثیرگذار است، بلکه این امکان وجود دارد که موجبات افت تحصیلی افراد در مقاطع مختلف را فراهم آورد. اما اینکه جدا از مواردی که به طور اجمالی به آنها اشاره شد، مهمترین دلایل کمبود سرانه آموزشی در کشور چیست؟ پرسشی است که در پاسخ به آن باید گفت، مهاجرپذیری یکی از مهمترین دلایل کمبود این سرانه به ویژه در کلانشهرها به شمار می‌رود. حتی در مواردی موجب شده تا تعداد زیادی از مدارس یک منطقه از کشور دو شیفته شده و به طبع رقم مورد نظر نیز به میزان زیادی کاهش یابد. به طور نمونه می‌توان به استان قم اشاره کرد. آنچه که محسن پورگلیان، مدیرکل نوسازی، توسعه و تجهیز مدارس قم از آن سخن گفته است. اینکه سرانه هر دانش‌آموز در قم حدود سه مترمربع بود، ولی این رقم به طور میانگین در کشور حدود چهار مترمربع است.  ضمن اینکه وجود چنین شرایطی موجب شده در حالی که ۱۵ درصد مدارس کشور به طور میانگین دو‌شیفته هستند، رقم مذکور در استان  قم به تا سه برابر نیز افزایش یابد. مصداق دیگر برای این امر اما اظهارات فتح اله حقیقی، معاون سیاسی، امنیتی و اجتماعی استاندار البرز درباره این موضع است که جمعیت شهری در استان موردنظر به ۹۰درصد رسیده است. آنچه که شاید موجب شده تا خسرو ساکی، مدیرکل آموزش و پرورش استان البرز نیز عنوان کند؛ تراکم دانش آموزی در البرز دوبرابر میانگین کشوری است. علتی که شاید بتوان آن را نتیجه ضعف مدیریت در ساماندهی امکانات رفاهی و نبود تدابیر لازم در حوزه رونق اقتصادی در روستاها دانست.



 بی‌توجهی به تامین فضای آموزشی توسط انبوه‌سازان

بحث دیگر در این زمینه احداث بناهای بلند مرتبه بدون توجه به‌تامین فضاهای آموزشی مورد نیاز برای دانش‌آموزانی است که در این مجتمع‌ها ساکن هستند. مشکلی که در مجتمع‌های مسکن مهر نیز شاهد آن بودیم. کمبود ۲۰۰مدرسه در طرح‌های مسکن مهر استان تهران مصداقی بر این امر است. آنچه که باعث شده تا تعداد دانش‌آموزان در کلاس‌های درس طرح‌های مسکن مهر از میانگین کشوری نیز بالاتر رفته و در مهرماه به مرز ۳۶ نفر نیز برسد.

البته تنها کمبود فضاهای آموزشی در مسکن مهر مدنظر نیست بلکه در بخش‌هایی از کلانشهر تهران شاهد هستیم؛ انبوه‌سازی واحدهای مسکونی نیز این دغدغه را ایجاد کرده است. به طور نمونه  در مناطق در‌حال رشد غرب تهران چنین وضعیتی را داریم. وضع فضاهای آموزشی مناطق بیست‌ودوگانه تهران نشان می‌دهد که منطقه پنج آموزش و پرورش که شامل مناطق پنج و۲۲ شهرداری می‌شود، با محرومیت شدید سرانه آموزشی مواجه‌ است. مشکلی که تنها به تهران محدود نمی‌شود. استان‌های دیگر از جمله استان مرکزی را نیز دربر می‌گیرد. به طور مثال محمدصادق قائمی، مدیرکل نوسازی، تجهیز و تعمیر مدارس استان مذکور چندی پیش در این باره عنوان کرده بود که در ۱۶سایت مسکن مهر و حاشیه شهرها و شهرهای جدید بیش از ۴۹ مدرسه با ۵۴۶ کلاس درس در شرایط استاندارد مورد نیاز است. کمبودی که به طور مستقیم بر میزان سرانه فضای آموزشی تاثیرگذار خواهد بود. البته اگر این موضوع را نیز نادیده بگیریم که برخی از مدارسی که در‌طرح های مسکن مهر احداث شده‌اند، نیز بدون انشعاب آب، برق و گاز بوده و پیمانکاران ساخت مدرسه خود را مکلف به تامین انشعابات مدرسه نمی دانند. موضوعی نتیجه‌ آن این شده که مدرسه قابلیت پذیرش دانش‌آموز را نداشته باشد. بحثی که مهرماه گذشته، داریوش ورناصری، مدیرکل نوسازی مدارس استان تهران هم از آن سخن گفته بود. با این وجود به اعتقاد پورگلیان  بخش زیادی از این مشکل به‌نبود تعامل بین دستگاه‌های مسئول برای تامین زمین مورد نیاز ساخت مدرسه بازمی‌گردد. از نظر وی در ازای ساخت مجتمع‌های مسکونی باید زمین‌هایی نیز به فضای آموزشی اختصاص یابد که این موضوع از سازمان‌های متولی مورد توجه قرار نگرفته است.



 کاهش موقت جمعیت  دانش‌آموزی و سیاست‌های اشتباه

از سوی دیگر باید گفت علاوه بر همه مواردی که تاکنون به آنها اشاره شد، در برهه زمانی مشخص در اثر کاهش درصد رشد جمعیت، آمار دانش‌آموزان نیز کاهش یافت، شرایطی که باعث شد سیاست‌گذاران آموزشی به جای اینکه بیشترین بهره از این امر را ببرند، به سراغ تدابیری مانند؛ تغییر کاربری، اجاره، فروش یا مواردی از این قبیل درباره مدارس بروند. توجه داشته باشید، در فاصله سال‌های ۹۱ تا ۹۳تعداد دانش‌آموزان کشور از ۱۹میلیون به۱۳ میلیون کاهش پیدا کرد، اما متولیان امر به جای غنیمت شمردن این فرصت برای کیفیت بخشی فضای آموزشی کشور و افزایش این سرانه، به فکر فروش یا تغییر کاربری مدارس برای تامین اعتبارات یا کاهش هزینه‌ها افتادند، نتیجه چنین رویکردی افزایش تعداد دانش‌آموزان در یک کلاس با رشد دوباره تعداد محصلان بود.آن هم در شرایطی که می‌توانستیم از موقعیت به وجود آمده برای افزایش سرانه فضای آموزشی کشور و به طبع ارتقاء کیفیت آموزشی بهره ببریم.

البته باید در اینجا به این موضوع نیز پرداخت که سرانه فضای دانش‌آموزی در کشور با احتساب حیاط مدارس در نظر گرفته می‌شود و طبق اظهارات مهرزاد حمیدی، معاون تربیت بدنی و سلامت وزیر آموزش و پرورش بدون محاسبه حیاط مدارس رقمی کمتر از یک متر مربع به ازای هر دانش‌آموز خواهد بود. براین اساس می‌توان گفت پایین بودن این رقم در حدود ۳۸درصد استان‌های کشور، موضوعی است که نمی‌توان به سادگی از کنار آن گذشت و باید پیش از آنکه شاهد نتایج نامطلوب آن بر نظام آموزشی و دانش اندوزی دانش‌آموزان باشیم، راهکارهای اصولی برای حل آن بیاندیشیم

Print Friendly
توئیتر
فیسبوک
گوگل پلاس
کلوب


با کلیک روی +۱ سایت بشریت را در گوگل حمایت کنید